أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

92

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

اكنون تدبير ما چيست ؟ - گفت : شما را توبه بايد كرد ، گفتند : توبهء ما چگونه باشد ؟ - گفت : خود را بدست خود بايد كشت تا از خشم خداى برهيد ، و گفته‌اند : مراد آنست كه بعضى بعضى را ببايد كشتن ، ايشان گفتند : سميعيم و مطيعيم فرمان خداى را ، ايشان را بفرمود تا بيرون آمدند و در سراهاى خود بنشستند « 1 » تا آنان كه گوساله‌پرست نبودند تيغها برآهيختند و در گوساله‌پرستان نهادند ، پدر پسر را ميكشت و پسر پدر را ، ابرى و نزمى « 2 » برآمد و جهان تاريك شد تا ايشان را شفقت و رقّت منع نكند ، ايشان شمشير ميزدند و ميكشتند از بامداد تا شبانگاه ، چون روز به آخر رسيد موسى و هارون را رحمت آمد بگريستند و تضرّع كردند و گفتند : يا ربّ هلكت بنو اسرائيل البقيّة البقيّة ؛ بار خدايا بنو اسرائيل هلاك شدند اين بقيّه را بما بخش ؛ خداى تعالى دعاى ايشان اجابت كرد ، تاريكى گشاده شد بشمردند هفتاد هزار مرد كشته بودند ، موسى عليه السّلام غمگين شد خداى تعالى گفت : اى موسى راضى نباشى كه من قاتل و مقتول را ببهشت برم آنكه كشت مجاهد است و آنكه كشته شد شهيد است . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيات 55 تا 56 ] وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ ( 55 ) ثُمَّ بَعَثْناكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ( 56 ) و نيز ياد كنيد كه چون گفتيد كه : اى موسى ما ترا براست نداريم تا كه خداى را معاينه ببينيم ، صاعقهء و آتشى بشما رسيد و شما مىنگريستيد و معاينه مىديديد كه صاعقه بشما مىآيد تا كه بشما رسيد و همه سوخته شديد پس از آن زنده كرديم شما را تا بود كه شكر من كنيد و آنچه شما را فرمايم منقاد آن شويد .

--> ( 1 ) - در غالب نسخ : « در سراهاى خود ببستند » . ( 2 ) - در برهان قاطع گفته : « نزم بكسر اول و سكون ثانى و ميم » بخارى باشد كه در ايام زمستان و غيره پديد آيد و ملاصق زمين باشد و هوا را تاريك گرداند و بازاى فارسى ( يعنى زاى سه نقطه كه « نژم » باشد ) هم آمده است و به عربى ضباب گويند و بفتح اول نيز درست است » پس معلوم شد كه « نژم » همان بخار معهود است كه آن را در اين زمان « مه » گويند ( بكسر ميم ) .